در جستجوی هویت: رابطه عاطفی و جنسی مردی با مردی بزرگتر از خود

(ترجمه و اقتباس از يكي از سايت هاي انگليسي زبان)

 

این داستان یکی از ماست که در جستجوی هویت واقعی خود با مردی بزرگتر از خود رابطه عاطفی و جنسی برقرار میکند. چون قبل این شرح گفتگویی است که با ایمیل بین ما رد و بدل شده است و فکر میکنم به درک بهتری از انسان و ترسها و دلشوره هایش به شما کمک میکند. برای مشخص نشدن هویت ایشان بسیاری از مشخصات افراد جعلی و تغییر داده شده است:

نامه او:

 سلام اقای دکتر. من 22 سال سن دارم .در شهر الف زندگی میکنم و دانشجو هستم از وقتی خودم را شناختم متوجه شدم احساس مثل خانمها نسبت به بعضی مردها و همجنسهایم دارم ولی این باعث نشد که هرز بروم و خودم را به سختی کنترل کردم. چند بار خودکشی کردم ولی نشد تا این که با  مرد 38 ساله ای اشنا شدم تا این که توانست خودش را در دل من جا کند خیلی به او علاقمند شدم او یک بار ازدواج ناموفقی دارد و به من میگوید که اگر ازدواج کند ارتباطش را با من قطع نخواهد کرد و میگوید که مرا دوست دارد و تا آخر عمر با من می ماند. نمیدانم چه کار کنم؟ آیا به او اعتماد کنم یا نه؟ از آینده وحشت دارم. خانواده و اطرافیان مرا یک فرد عادی میدانند خواهش میکنم به من کمک کنید.

درمانگر

اینکه شما در وضع خاص و نسبتاً وخیمی قراردارید شکی نیست. متاسفانه برای تشخیص دقیق مشکل فعلی نیاز به شرح حال کاملتری وجود دارد. ما نمیدانیم هویت جنسی شما چگونه است؟ آیا خود را زنی میدانید که به غلط  و در نتیجه یک اشتباه دارای آلت مردانه شده است؟ یا از نظر جنسی خود را مردی میدانید که تمایل شدیدی به برقراری رابطه عاطفی با مردان دارد. درصورت تمایل بهتر است بصورت کاملا مفصل در مورد سوابق زندگی خود از کودکی تا حال حاضر شرح دهید. بیشتر در ارتباط با اینکه ما بهتر بفهمیم که از ابتدا چه هویت جنسی در شما رشد کرده است؟ هویت جنسی مردانه یا زنانه؟ همچنین در مورد روابط قبلی خود با مردان و زنان  بیشتر توضیح بدهید.

نامه او:

سلام اقای درمانگر. از اینکه به من جواب دادید خیلی ممنونم و خیلی خوشحال شدم که بلاخره بعد از سالها انتظار توانستم درباره این مشکل بزرگ که زندگی مرا دارد بهم میریزد صحبت کنم. من از همان زمان  کودکی یادم میاید که بعضی مواقع لباسهای زنانه به تن میکردم ولی چون کوچک بودم زیاد توجه نمی کردم. هر چه میگذشت این احساس را بیشتر میفهمیدم ولی فکر میکردم که شاید به مرور زمان از بین میرود. همیشه سعی میکردم که بین اطرافیان عادی رفتار کنم و بین انها اعتبار خوبی داشتم و دارم. ولی روز به روز هر چه سنم بیشتر میشد این موضوع بیشتر مرا تحت تاثیر قرار میداد تا اینکه بلاخره بعد از یک سری تحقیقات از کتابها متوجه شدم که فقط من این طوری نیستم واین مسئله در بعضی افراد وجود دارد و بعضی افراد مجبور به تغییر جنسیت میشوند ولی من چگونه میتوانستم این موضوع را به خانواده بگویم. چون شرایط جامعه ما طوری است که به  این افراد دید خوبی ندارند. نمیدانند که من این احساس  را انتخاب نکردم بلکه با من به دنیا آمده است. من چه گناهی کردم که خدا دارد مرا اینگونه امتحان سخت میکند. کاش... ولی همیشه سعی میکردم که وقت خالی نداشته باشم وخودم را سرگرم درس وکلاسهای مختلف وتفریح و... میکردم و میکنم تا به این موضوع کمتر فکر کنم. من از تغییر جنسیت میترسم. اول اینکه هزینه ان را ندارم چون در خانواده متوسطی هستم. دوم اینکه این موضوع را به هیچکس نمتوانم بگویم و نیز وحشت دارم که ایا روزی کسی از این موضع با خبر بشود. سوم اینکه بعد از عمل  سوابق من چه میشود  آیا کسی با من ازدواج میکند و... . این مسائل با من بود و اعتقادی که با من بود را نمیتوانستم به کسی در این مورد ابراز کنم . البته من از هر مردی هم خوشم نمیامد تا اینکه 2 سال  قبل با  تامي  34 ساله اشنا شدم.  از او خوشم امد فکر میکردم او همان کسی است که سالها در انتظارش بودم  او نیز همین حرف را میگفت .عاشقش شده بودم ولی او مثل من نبود  همین طور که میگذشت احساسم به او بیشتر میشد. او مرا به سکس دعوت کرد. به خاطر احساسم به او و اینکه به هم تعهد داشته باشیم قبول کردم.  اوایل خیلی برایم سخت بود ولی خودم را این گونه توحیه کرده بودم که با او ازدواج کردم  و او مرا راضی کرد که گاهی اوقات به مسافرت برویم و هر چند وقت یکبار میرفتیم. روابط ما بصورت جنسی و عاطفی ادامه داشت. به مرور احساس کردم که خیلی به او وابسته شدم البته بیشتر عاطفی ولی دیگر او به احساس من توجه زیادی نداشت وبهانه های مختلفی میگرفت. ولی من به او علاقه مندی و تعهد داشتم و به هچکس غیر از او راجع به این مسئله فکر نمیکردم. ولی او بر خلاف گفتهایش  این گونه نبود. دیدارهایمان روز به روز کمتر میشد و مشغله فکریم  بیشتر از قبل  که تنها بودم شد. به هم ریخته بودم. هرچه با او صحبت میکردم  میگفت که عشق مجازی است و میخواست دوباره با دختری ازدواج کند. بلاخره با دارو دست به خودکشی  زدم ولی خانواده ام نجاتم دادند بعد از این موضوع خانواده ام به من شک کردند  ولی من چیز دیگری به آنها گفتم. بعد از این تامي خودکشی مرا فهمید ولی آن طور عکس العمل نشان نداد . روزها با همان فکرها میگذشت. تامي دوباره  برگشته و میگوید که قبلاً با من رفتار خوبی نداشته است. ولی من میدانم که ازدواجش صورت نگرفته و آمده تا موقتاً رابطه قبلی را با من از سر بگیرد. من  جواب منفی دادم ولی هنوز به او علاقه دارم و میدانم که دوباره با من تماس میگیرد حالا ماندم چه کار کنم  همان احساس در من هست میترسم. خواهش میکنم ارتباطتان را با من قطع نکنید.

درمانگر

تمایل عاطفی و جنسی یک مرد به مرد دیگر از جمله مواردی است که از قدیم با تنشها و کنشها و واکنشهای نگران کننده ای در فرد و محیط پیرامون او همراه بوده است. برخلاف تصور عموم اغلب مردم و حتی بسیاری از همکاران پزشک یا روانشناس اینگونه روابط لزوماً تحت تعریف "همجنس گرایی" Homosexuality گنجانده نمیشود (هرچند خود همین موضوع نیز به توضیح زیادی نیاز دارد و برای بسیاری از ما ناشناخته است). ما عبارت دیگری هم داریم به نام " اختلال هویت جنسی" Gender Identity Disorder که بسیاری از مواردی که از نظر ما همجنس باز هستند در واقع مبتلا به همین مسئله GID هستند. (در اين سايت هم ما قبل از این بطور اجمال در جای دیگر و در واقع دو جای دیگر در مورد اختلال هویت جنسی صحبت کردیم) براي اطلاع عموم مردمي كه با اين وضع آشنا نيستند توضيح اجمالي در اين باره مي آوريم:

  1. با وجود آلت مردانه این افراد از لحاظ "هویت جنسی" احساس مردانه ندارند و در واقع از نظر خودشان زنی هستند که به اشتباه دارای خصوصیات ظاهری مردانه شده اند.

  2. از آنجا که با اطلاع از تمایلات آنها اطرافیان آنها را بعنوان "همجنس گرا" تلقی میکنند، بار سنگین اجتماعی و اخلاقی این موضوع و عدم پذیرش آن از سوی دیگران بعنوان یک موضوع سرشتی و ابتدایی مانع از شکل گیری ارتباط طبیعی با اطرافیان حتی پدر و مادر میشود. مخالفت شدید والدین با علنی شدن این امر و پیگیری چیزی به اسم "تغییر جنسیت" و مطرح شدن آن در اقوام همواره موضوع اختلافات و تنشهای شدیدی میشود که اغلب نتایج ناگواری به همراه دارد.

  3. احساس تنهایی شدید ناشی از این قطع ارتباط باعث تشدید تمایلات عاطفی طبیعی است که در وجود هر انسانی وجود دارد. سرخوردگی های پی در پی در برقراری یک رابطه عاطفی پایدار با یک مرد دیگر (بعنوان یک همسر) و عدم حمایتهای طبیعی والدین که در چنین مواردی از یک جنس مونث دریغ نمیکنند راهی جز خودکشی برای بسیاری از آنها باقی نمیگذارد. وجه تراژیک عمده این زندگی ها بقدری شدید است که حتی حرفه ای ترین پزشکان را بشدت تحت تأثیر عمق فاجعه نهفته در آن قرار میدهد (هیچگاه اولین برخورد خودم در زمان دانشجویی با یک مورد از این مبتلایان را فراموش نمیکنم. مردی که با تغییر شکل ظاهر آلت از مرد به زن به مدت چند ماه صیغه مردی میشود که در نهایت او را ترک میکند. زمانی که من او را دیدم وقتی بود که خود را از طبقه سوم پشت بام آپارتمانی به پایین پرت کرده بود و سرتاسر استخوانهای ران و ساق دو پایش از نقاط متعدد شکسته بود و بدون یک نفر همراه و یک ریال پول مدتها در بخش اورژانس بیمارستان امام خمینی بستری بود. جالب است که با همان وضعیت هر روز صبح اصرار داشت که صورتش را با یک خودتراش با وسواس زیادی از ته اصلاح کند و لبهایش را روژ بزند. هنوز یادم نرفته است که دستان هر یک از ما را به هنگام معاینه بعنوان دست مردی که شاید بتواند او را از خلاء عظیم این همه تنهایی نجات دهد در دست میفشرد. هنوز هم وقتی بیاد آن لحضات می افتم بناچار و برخلاف خواستم چشمانم بشدت از اشک به سوزش می افتد).

  4. در ایران افرادی که خوش اقبال تر از دیگران هستند با مراجعه به مراکز دانشگاهی تهران مثل درمانگاه روانپزشکی ایران در سه راه شریعتی و تشکیل پرونده و طی مراحل قانونی پس از حدود 6 ماه به پزشکی قانونی معرفی میشوند که درصورت موافقت والدین گواهی تغییر جنسیت دریافت میکنند. و مراحل بعدی تغییرات بصورت رسمی با تغییر نام شناسنامه ای آنها صورت میگیرد.

  5. عمل تغییر جنسیت در این افراد در سه مرحله صورت میگیرد: تغییر شکل آلت، تغییر شکل بافت پوست، و تغییر شکل سینه ها. بخاطر برخی ملاحضات زنان مبتلا عمدتاً بیشتر از مردان تحت حمایت خانواده قرار میگیرند و پیش آگهی بهتری دارند (ظاهراً تبدیل یک زن به یک مرد آسان تر تحمل میشود تا تبدیل یک مرد به یک زن).

  6. نکته قابل توجهی که ممکن است اتفاقاً پاسخی به سوال اخیر دوستمان باشد این است که این مبتلایان از میان مبتلایان جنس مخالف خود جفت های خوبی می یابند و روابط نسبتاً مستحکم تری با هم برقرار میکنند.

اما در مورد فعلی با وجود همه گفته های بالا اینجانب بدون داشتن یک شرح حال کامل در حال حاضر هیچ تشخیص قطعی را نمیتوانم مطرح کنم. درصورتی که فرض کنیم و فقط فرض کنیم شما نیز جزود تعداد معدود مبتلایان به اختلال هویت جنسی هستید پیشنهاد میکنم هرچه زودتر گروه های مشابه خود را بیابید و جفت خود را از میان زنان مبتلایی انتخاب کنید که با تغییر جنسیت اکنون به مرد تبدیل شده اند. همانطور که شما خواسته اید ارتباط من با شما تا هر زمان که بخواهید برقرار است و میتوانید ناگفته های خود را به این سایت انعکاس دهید.

نامه او :

سلام با تشکر از شما از اینکه مرا راهنمائی میکنید.ولی مواردی که گفتید بیشتر برای راهنمائی عموم بود .من در آستانه سقوط هستم من چه کار کنم؟ اینکه گفتید جفت آنگونه بیابم ولی من به این افراد علاقه ندارم. شما نگفتید که آیا به مردانی که تمایل به همجنس به صورت فاعل دارند میشود اعتماد کرد یا نه چون به گفته خودشان آنها نیز دچار اختلالات جنسی هستند. نگفتید که من ارتباطم با تامي را چکار کنم هیچ مردی را به اندازه او دوست ندارم. الان یک هفته هست که باهم حرفمان شده است. دارم دیوانه میشوم. گفتید شرح حال بیشتر ميخواهيد: تا الان با هیچ زنی سکس نکردم. البته گاهی اوقات با خودار ضائی خودم را تخلیه میکنم درصد میل من به زنان صفر نیست میتوانم بگویم میزان علاقه من به زنان ده درصد است و به زنان خیلی کم فکر میکنم. دوست دارم ابروهایم را اصلاح کنم ولی به خاطر اینکه در میان اطرفیان تابلو نشوم سعی میکنم این کار را نکنم. اقای دکتر من مطمئن هستم که نمیتوانم تغییر جنسیت دهم ایا میتوان بدون عمل جراحی با مرد دیگری که همجنسگرا به شکل فاعل است ازدواج کرد؟ آیا احساس آنها درونی و واقعی است یا مقطعی؟ خواهش میکنم کمی شفافتر با من مکاتبه کنید چون فکر میکنم فقط شما میتوانید در این وضعیت به من کمک کنید. اگر شرح بیشتری میخواهید بگویید که در چه موردی توضیح بدهم. جوابم را در صورت امکان به ایمیل خودم ارسال کنید .خدا یارتان

درمانگر

البته من هنوز نمیدانم شما خودتان را یک مرد میدانید که به مرد دیگری از جنس خودتان تمایل دارید یا خود را از لحاظ درونی یک زن میدانید. در مورد اعتماد به مردان اگر منظورتان این است که آیا ترجیح میدهند رابطه جنسی خود با یک مرد دیگر را ادامه دهند یا نه به هرحال جواب قطعی ندارد. مردانی که از رابطه با مرد دیگر تنها به رابطه جسمی و جنسی صرف نیاز داشته باشند ممکن است با فراهم شدن زمینه ارتباط با یک زن رابطه جنسی خود را رها کنند. در مورد دوست شما اینکه میتواند با شما رابطه عاطفی خوبی برقرار کند یا نه خودتان اظهار نظر کنید. در هرحال اکنون ترجیح میدهید در این تنهایی مجدداً رابطه قدیمی خود با او را از سر بگیرید که خیلی هم غیرمنتظره نیست. فکر میکنم در این وضع چیز خاصی که بخواهید از آن بترسید وجود ندارد. در نهایت میتوانید همیشه در پی جفت مناسب دیگری هم باشید که درصورت لزوم بتواند جایگزین مناسبی برای تامي باشد. توصیه میکنم سعی کنید درصورت تمایل به ادامه، با اطمینان به نفس کافی به رابطه قبلی ادامه دهید و همیشه از قبل آماده هر اتفاقی باشید.

نامه او :

سلام آقای دکتر. در مورد سوالتان که من خودم را از لحاظ درونی زن میدانم یا مرد؟ خودم هم نمیتوانم به یقین جواب قطعی بدهم ولی شاید با بازگو کردن احساساتم و روابطم با زنان ومردان شاید شما بهتر بتوانید تشخیص بدهید. در مورد احساسم به زنان، من مثل زنان واقعی نیستم که از سکس با زن متنفر باشم چون اگر شرایط طوری باشد که من با زنی سکس کنم این کار را میتوانم انجام دهم. شاید تصور لحظهایش برایم لذتبخش باشد و این که سعی کنم آبم را بیاورم. اما در مورد عواطف نسبت به زنان: من مسائل عاطفی و جنسی را مکمل هم میدانم ولازم وملزوم هم که در مورد زنان من اگر هم بتوانم سکس کنم ولی آن عاطفه ومحبتی که درون من میخواهد از یک زن نمیتوانم درک کنم چون من نیاز به محبتی هستم که بتوانم به آن تکیه کنم ومورد نوازش مردانه قرار گیرم که این را در زن نمی بینم چون زن خود دارای احساس لطیف است. فکر میکنم مورد دوم هویت انسان را تشکیل میدهد یعنی مرد یا زن بودن. اما در مورد احساس من به مردان: در این مورد بهتر است روابطم با تامي را تشریح کنم چون آن را درک کردم. وقتی رابطه ما شکل گرفت باتوافق بر سر اینکه تا آخر باهم بمانیم و مثل زن و شوهرها در مورد صداقت و... شروع کردیم. در مورد روابط عاطفی: من ادامه رابطه ام با تامي به خاطرعلاقه به او بود که هر چند روز یکبار همدیگر را میدیدیم و به تفریح و... میرفتیم و هر روز با هم تماس تلفنی داشتیم وهر چند ماه یکبار به مسافرت میرفتیم. در مسافرت وقتی شبها در کنار هم میخوابیدیم احساس ارامش داشتم. وقتی در بیرون قدم میزدیم دستانمان را میگرفتیم و من مثل خانومها دوست داشتم دستانم را در دستان او حلقه کنم که برای من رضایت بخش بود و در ضمن چون قدش از قد من بلندتر بود من احساس خوبی داشتم که در این مورد زنان نیز اینگونه هستند و یا او را مي بوسيدم و یا بوی عطر او را احساس میکردم که برایم ارامش بخش بود و در کل وجود او برایم یک تکیه گاه عاطفی بودکه این را در رابطه با زنان نمیتوانم پیدا کنم. این ارتباطات با فراز و نشیبها بیش از دو و نیم سال تا همین دو هفته قبل ادامه داشت. اما در مورد مسائل جنسی: در این مورد چون من به او علاقه داشتم سعی می کردم رفتار جنسی زنانه لذتبخش موافق با حس درونیم انجام دهم. البته من اوایل رابطه مان زیاد آشنا به مسائل جنسی و سکس نبودم، برای همین برایم سخت بود ولی سعی کردم از کتابها و سایتهای مختلف اصول ان را یاد بگیرم. من همیشه وقتی که به خانه او برای سکس میرفتم موهای صورت و بدنم را کامل از بین میبردم چون از وجود مو و آلت بدنم از تامي خجالت میکشیدم وحتی آلتم را با شرتم مخفی میکردم ولی تامي با آلت من مشکلی نداشت حتی برای تحریک من آلتم را نوازش میکرد. من دوست داشتم کمی سینه هایم بزرکتر بود تا دستان تامي آن را لمس کند و آن را بخورد (آقای دکتر آیا راهی هست که بتوان سینه ها را کمی بزرگتر کرد؟ البته نمی خوام که تابلو باشد). رابطه ما طوری بود که با بوسیدن لبها شروع میشد که برای من لذتبخش بود و او نیز با اشتیاق این کار را میکرد. نوازش بدن و آلت بصورت دو طرفه ادامه داشت (البته او بیشنر باسن مرا نوازش میکرد). من سینه وبدن مودار او را میبوسیدم چون سینه مودار او برایم لذتبخش بود. بعد او سینه های مرا با وجود آنکه صاف بود نوازش میکرد و میخورد که این برای من خیلی لذتبخش بود. و من با او سکس دهانی میکردم تا بیشتر لذت ببرد. در انتها سکس از مقعد باکاندوم داشتم که در اوایل برایم بسیار دردناک بود. البته سکس مقعدی چیز تحریک کننده ای برای من نیست ولی همین که در آغوش او بودم برای من لذتبخش بود.

درمانگر

درهرحال فکر میکنم چه شما یک مورد "اختلال هویت جنسی" باشید و چه یک مرد "همجنس گرا" چیزی که در حال حاضر فرق نمیکند تمایل عاطفی و قلبی شما برای داشتن جفتی از جنس مردان است. مردی که بتواند شما را تحت حمایت عاطفی خود بگیرد و شما هم بتوانید یک نقش متقابل مکمل را برایش بازی کنید. یادتان باشد چیز مهمی که در زندگی شما الان خیلی مهم است بدست آوردن اعتماد به نفس کافی برای گذراندن امور روزمره و درنهایت بدست آوردن موفقیت کاری مناسب و استقلال مادی و اجتماعی و روحی خوب است. در این صورت فکر میکنم قدرت و جذبه بیشتری برای ایجاد و ادامه یک رابطه عاطفی خوب با جفت خود (چه این مورد چه مورد دیگر) را خواهید داشت. داشتن نقش زنانه نباید باعث از دست رفتن اعتماد به نفس و استقلال فردی شما در برخورد با جفت شما شود.

نامه او :

سلام. من درمورد خودم چه شرح حال دقیقتری باید بدهم؟ من که تا آنجا که توانستم احساساتم را بیان کردم. در حال حاضر من سعی دارم که به تامي فکر نکنم. بیشتر به فکر راه حل برای درمان خودم هستم. چون فکر میکنم احساس من و تامي یکطرفه است و فکر میکنم او به این دلیل با من مانده که هزینه ای برای او ندارم و کم توقع و قابل اعتماد هستم. چون در تمام این مدت برای من با وجود آنکه شغل آزاد و وضعیت مادی خوبی دارد هیچ هزینه ای نکرده یا هیچ هدیه ای برای من نخریده است و مسافرت هایی که می رفتیم هزینه را دونگی حساب میکرد. البته من مادیات برایم اهمیت ندارد ولی فکر میکنم او از من سوءاستفاده میکند. آقای دکتر به نظر شما آیا تامي با این رفتارها چگونه میتواند مرا دوست داشته باشد. حالا برگردیم به خط اول درمورد آن اگر لطف کنید توضیح دهید.

درمانگر

منظور من از شرح حال دقیق انجام سوالات مشروح از شما و درصورت امکان یکی از نزدیکان شما مثل مادر یا خواهر شماست. دو مشکل اساسی که در رابطه فعلی شما مشاهده میشود عدم توجه و درک کامل تامي نسبت به احساس زنانه شما و در وحله اول (بطور کلی نسبت) به احساسات زنانه است. در واقع این مشکلی است که بسیاری از خانم ها در ارتباط با مرد خود دارند: ابراز توجه، نشان دادن عواطف مردانه، حمایت عاطفی مناسب و در کل برآوردن توقعاتی که قبل از این از مرد آرزوهایشان داشتند. حالا در واقع اصلاً معلوم نیست که او درکی نسبت به احساسات زنانه شما دارد یا نه، فکر میکند که شما هم مثل او دارای خُلق و منش مردانه هستید؟ مشکل دوم تردیدهای خود شما در مورد هویت فعلی اتان است. اینکه واقعاً چه هستید و چه باید باشید؟ در هرصورت اگر چنین اراده و تمایلی در خود می بینید که رابطه تان را تا شکل گیری یک انتخاب صحیح قطع کنید فکر میکنم راه خوبی را انتخاب کرده اید. قطع رابطه فعلی و شروع از یک نقطه مطمئن میتواند به نتیجه بهتری بیانجامد.